برق و سوختگی و بانوی محجبه!

حدود ساعت دوازده ظهر بود با خیال راحت از اینکه کارهامو انجام دادم اومدم نشستم پشت کامپیوتر و تازه صفحه گوگل ریدرم بالا اومده بود که صفحه مونیتور سیاه شد!قطعی برق مثل چک خورد تو گوشم و چشام سیا هی رفت و جاتون خالی کلی فحش آبدار به زمین و زمان دادم...

تلفن زنگ میزنه،مامان پشت خطه:

_مادر جون این دفترچه لباسشویی رو کجا گذاشتی؟امروز که برق رفت اومد انگار لباسشوییمون سوخته!

 

نیم ساعت پیش که با پدرام اومدیم خونه خواستم برای عصرونه مون نون گرم کنم که فهمیدم به سلامتی ماکرو ویو ما هم به ملکوت اعلا پیوسته!ای خدا جون...

 

راستی مراسم افتتاحیه المپیک رو دیدید،کلی از لباسهای رنگی و سنتی چینی ها و از رقصهای قشنگشون لذت بردم،اون وسطها هم هر چند وقت یکبار کانال رو میچرخوندیم رو کانال سه جمهوری اسلامی که بیشتر جناب خیابانی مشغول درفشانی بود با اون جمله های بی سر و تهش و  اگر هفت قران به میان زنی ، دختری ، پشه مونثی ،چیزی نبود یه کم هم مراسم رو نشون میدادند تنها قسمتی از مراسمهای افتتاحیه که همیشه تمام و کمال پخش میشه آتشبازیه که اصلا توش آدم نداره!

گروه ایران رو که نشون داد خدا رو شکر کردم که لباسهاشون مرتبه و  رنگ شاد پوشیدند و پرچم  هم دست یه خانم(هما حسینی)و زدیم کا نال سه :خیابانی همچنان مشغول وراجی:

بعله کاروان ایران رو دیدیم که پرچم رو هم یک بانوی"محجبه" ایرانی حمل میکرد!!

انگار قرار بود یک بانوی ک و ن برهنه آنگولایی حمل کنه!!یا اینکه انگار ما اونقدر آزادی داریم که بتونیم خودمون انتخاب کنیم حجاب داشته باشیم یا نه که حالا این "مجری پدیده "با افتخار اعلام میکنه که بانوی محجبه ایرانی!

/ 2 نظر / 8 بازدید
متین

سلام دوست آبرنگی اومدید نمایشگاه وکارامو دیدید. خلیلی خوشحال شدم .از حضورتون. و نیز از راهنمایی هاتون. برام خیلی جالب بود . باز هم متشکرم از وقتی که گذاشتید. موفق باشید.[گل]

علی

خداییش دیگه از آزادی حجاب صحبت کردن حرفه خنده داریه من جدیدا که تو خیابونا و پاساژا قدم میزنم یادم میره اینجا حجاب هم وجود داره عملا ملت با بیکینی میان بیرون