مدلهای کتاب خوندن من !

 

- کتاب خوندن من چند مدل داره :

     کتابهایی که  با شخصیتهاشون اونقدر احساس نزدیکی میکنم که دوست ندارم زود تموم بشن و دلم براشون تنگ میشه پس سعی میکنم جلوی خودم رو بگیرم و آروم بخونم ؛                           مثل جان شیفته،مثل کتابهای زویا پیرزاد و گلی ترقی و...

    کتابهایی که  تلخ هستند و کلا مدلی اند که   خیلی سریع میخونمشون : مثل کتابهای جعفر مدرس صادقی و فریبا وفی(آخرین کتابی که خوندم "رازی در کوچه ها" از فریبا وفی  هست که پریروز خوندمش:یه روزه :اوج فلاکت و کوچیکی زندگی چند تا زنه که با هم همسایه اند یا مال یه خانواده اند  فرقی نداره هر کدوم یه جور بد بختند و  در بهترین حالت  راوی داستان قرار داره که تنها زن تحصیل کرده داستانه که چند جا هم به تحصیلاتش تاکید شده؛ خودشو گوسفند میدونه و بعد از یه بار زاییدن هنوز احساس مادری نداره تا یه مرد:دایی : بهش بگه! خانم وفی خواسته سایه دوره مردسالاری رو نشون بده ولی دیگه خیلی سنگینش کرده)نمیخواستم نظرم رو راجب این کتابه بنویسم ولی دو روز برای من زمان کمیه تا از فکر یه کتاب بیام بیرون هر چند تند خونده باشمش.

      کتابهایی که بخوام -نخوام روال خودشون رو دارند و نمیتونم از یه حدی تند تر یا آروم تر بخونمشون :

کتابهای میلان کوندرا و هینریش بل

 

      کتابهایی که برای فهمیدنشون مجبورم آروم بخونمشون تازه شاید باز هم نفهممشون! مثل چنین گفت زرتشت  نیچه و کتاب بوف کور صادق هدایت که سه بار خوندمش.

 

کتابهایی که خیلی دوستشون دارم و هر چند وقت یه بار برای چندمین بار میخونمشون و معمولا چند تا شون  همیشه کنار تختم هستند:

کتابهای عزیز نسین

کتابهای صادق هدایت

کتاب عطر سنبل بوی کاج جزایری دوما

کتابهای شعر(خیلی زیادند)

دریا پری،کاکل زری گلی ترقی

و.....

 

کتابهایی که هیچ وقت تا آخر نخوندمشون :

جنگ و صلح و  مرشد و مارگریتا .

 

/ 0 نظر / 6 بازدید