تنهايی

حسی که تو هر کدوم از نقاشیام هست  بر میگرده به حال و هوایی که موقع کشیدنش داشتم فکر میکنم همه کسانی که  نقاشی میکنند با من هم عقیده با شند.بعد هر وقت که نگاهش کنم  همون احساس بهم دست میده حتی بوی خاص خودشو داره.ولی یه واقعیت وجود داره هر چقدر هم برم توی همون حال امکان نداره بتونم عین همونو دوباره بکشم! مثل لحظه هایی که دیگه هیچ وقت تکرار نمی شن .خوبیش اینه که تونستم بعضی از لحظه های زندگیمو جون ببخشم و موندگار کنم.

34fjs7a.jpg

با اینکه خیلی وقتها احساس تنهایی میکنم ولی جنس تنهاییام با هم خیلی فرق دارند.

 نام اثر : تنهایی

تکنیک:آبرنگ

اندازه: ۵۰ .۷۰

تاریخ خلق :۱۳۸۰

/ 7 نظر / 9 بازدید
بارباماما

وای دوستم چه توصيف قشنگی کردی!! چه خوی که تونسته ای لحظه هايی رو برای هميشه ثبت کنی. چه لحظه های خوب و چه لحظه های بد.

سارا

تقاشیاتون خیلی قشنگند. من رنگ های زنده شون و طيف پيوستارشون رو خيلی دوست دارم.

سارا

خيلی خوبه که آدم بتونه احساسش رو با نقاشی بيان کنه.

محمدـابليس

اگر آن روز بيايد من همچون شاخه گلي نرم خواهم شكست، و شكست بي صدايم را به هيچ كس نخواهم گفت، ... آن روز آمد من شكستم و آواره فروريخته ام احساس آبيه هيچ كس را كدر نكرد. زندگی حقير من آن قدر ساده و آرام است که در آن جمله ها حکم حادثه ها را دارند ... به من تاریک و کوچک هم سری بزن بدرود

زيتون

حتی من هم حس تنهای ازمن بيرون رفت وقتی به ان نقاشی نگاه کردم

صورتی

چقدر خوب که تنهايی من اينقدر برای شما قشنگه و تنها تون نمی کنه!