نكته هاي عيد امسال !


سال كه تحويل شد من و پدرام اونقدر ذوق زده بوديم كه همون نصفه شبي ميخواستيم بريم عيد ديدني ولي به سه جاي اول كه زنگ زديم تا تبريك بگيم و خواب بودند بي خيال عيد ديدني نصف شب شديم!

ما امسال به جاي ماهي قرمز يه ماهي خوشگل آكواريومي خريديم كه رنگي رنگيه.سر فرصت عكسشو ميذارم اينجا.

بعد از دو سال نامزد بودن و يه سال و دوماه هم كه از عروسيمون ميگذره تو فاميل پدرام به من ميگند عرووس خانوم و تو فاميل ما به پدرام ميگند آقادامات!!(داماد نمي گن چون لهجه دارند)

روز اول عيد بلوز بالا تنه كوتاه پوشيده بودم كه خيلي هم بهم ميومد بعدا شنيدم كه درآوردن فلاني حامله است واسه همين لباس اين مدلي پوشيده!! اي ي خدا آخه چرا اين بنده ها تو به راه راست هدايت نمي كني ؟! دعا شون ميكنم اقلا اگه فضول هستن و به فكر اينكه كي شوور كرد و كي جدا شد و كي بچه دار يه كم هم بيان تو مد كه اينطوري سوتي ندن!

انگليسيها و دايي جان ناپلون و ترش و شيرين هم كه موضوع بيشتر عيد ديدني ها و هاsms بودند.يكي از فاميلها كه سني ازشون گذشته و خيلي هم شوخ هستند راجب آزاد كردن انگيسيها ميگفت : نه آقا مگه ما به اين راحتي ها اين اجنبي ها رو ول ميكنيم!تا اين آقاي توني بلر نياد و وسط ميدون آزادي سه بار باسنشو نكوبه زمين و نگه غلط كردم محاله ممكنه...خدا رو شكر كار به اين جاها نكشيد!

همه ميگن امسال سال خوبيه منم ميگم سال خوبيه !به هر حال سالي كه نكوست از بهارش پيداست.
پيوست : يادم رفت بنويسم فيلم اخراجي ها رو هم تو تعطيلات عيد ديديم(قابل توجه عاطفه!)تنها چيزي كه بعد از ديدن فيلم ياد آدم ميمونه چند تا تيكه با مزه از ارژنگ امير فضلي است.اكبر عبدي و كامبيز دير باز و امين حيايي كه فقط خودشونو تكرار كردند كارگرداني و فيلنامه افتضاح(كه البته توقعي هم نبود).فكر نميكنم احترام و ارزشي كه براي كساني كه خالصانه براي ايران جنگيدند و شهيد شدند قائل هستيم با ديدن فيلم اخراجي ها و يا شنيدن حرفهاي آدماي مختلف به باد بره ويا از ارزشش كم بشه. خيلي ها حتي نمي دونند كارگردان كي بوده و چي كاره اصلا اسمش رو هم نمي دونند فقط مي روند سينما كه بخندند براي همين هم فيلم برگزيده تماشاچيان شد...
ديدم يكي از دوستان در اينباره مبسوط نوشته و براي توضيحات بيشتر من احتياجي نيست توصيه ميكنم براي آرامش هم شده حتما بخونيدش!

به هر حال من اخراجي ها رو ديدم دانشگاه آزاد هم رفتم گردو هم شكستم!

/ 4 نظر / 3 بازدید
سیما

دوستم ایم ماجرای لباس رو نیم دونستم. اما من با روحیه ی فعلیم اگر جای تو بودم باز هم همون بلوز رو می پوشیدم. چند ماه بعد خودشون کنف می شدند.

صورتي

خوب منم دوباره پوشيدمش و باز هم خواهم پوشيد

حضور

ای بابا سلامتی باشه !!! ما ايرانی ها اگه در روز حداقل درباره ۵ نفر از خودمون نظر در نو کنيم روزمون شب نميشه !! اصلا طرف نميدونه بچه خوش کلاس چندمه اونوقت ميدونه مثلا فلان دختر فاميل چند تا خواستگار داشته چند تا جواب رد داده با چند تا مذاکره کرده نامزديش کی بوده تازه هر وقت هم بهش برسن ميگن : حالا به سلامتی کی عروسيه؟؟!!!! بابا جون من بريد زندگيتون رو بکنيد آخه چکار به کار مردم داريد؟!!!!!!!!!!!

پژمان

۱)ای بابا سخت ميگيری...اينم يه جور زندگيه....ما ۵ ساله ازدواج کرديم هر دو هفته از يک جا خبر ميشنويم که مريمی(همسرم)حاملس...البته دردسرهای ديگر هم هست که به تجربه براتون رخ ميده از گوشه کنايه هايی که براتون راه و درمان تجويز ميشه تا اينکه....بی خيال لذت ببريد از زندگيتون... ۲)مبارکه....عيدتون و سقف مشترکتون ۳)هاه...ما به جای ماهی قرمز توی تنگ بلورمون سيب سرخ انداختيم. ۴)به نظر سال خوبيه...من فقط نيمی از تعطيلات رو بستری بودم....بنابراين حتما سال خوبيه وگرنه همش رو بستری ميشدم.... ۵)شادی از سر و روی زندگی مشترکتون بباره