دفتر عقاید

از اینکه بقیه برای نوشته هام و کارهام نظر بگذارن خیلی ذوق می کنم یه جورایی شبیه دفتر خاطرات نویسی موقع مدرسه میمونه که با کلی ترس از ناظم و انتظامات میدادیم تا دوستامون برامون بنویسن و بعد با کلی ذوق و شوق میخوندیم تا ببینیم برامون چی نوشته و چی کشیده بعضی ها هم عکس برگردون میچسبوندند و یا شعر های جینگولی یا عاشقانه مینوشتند....
یادمه یه بار تو راهنمایی دفتر خاطرات یکی از بچه ها لو رفت(انگار مواده..آخه دقیقا همچین رفتاری میشد باهامون)و همه کسایی رو که توش چیزی نوشته بودند رو خواستند دفتر که خوب منم جزوشون بودم و چون من فقط چند تا جمله معمولی نوشته بودم و چند تا هم شکلک کارتونی توش کشیده بودم فقط تعهد زبونی ازم گرفتند ولی چند نفر دیگه از جمله الهه که شعر ایرج میرزا از نوع تا حدی ویزگولی توش نوشته بود رو نگه داشتند و ولی خواستند و حتی تهدید به دادن پرونده به زیر بغل کردند.

/ 0 نظر / 11 بازدید