صورتی- خاکستری


روز خوب بارونی


بالاخره بارون پاییزی اومد ،هر چند با تاخیر ولی احساسات من یکی رو که کلی تلطیف کرد!            با بوی خاک بارون خورده یاد کلی چیزای خوب خوب افتادم  ؛ آهنگ " بوی موهات زیر بارون " رو زمزمه کردم، برای خودم جایزه یه دسته بزرگ گل نرگس خریدم و با عطرشون مست شدم ،توی بارون راه رفتم و پامو توی چاله های پر شده از آب گذاشتم .رفتم توی پارک و آدمها رو نگاه کردم ، بعد هم با لباسهای خیس اومدم خونه یه لیوان چای داغ خوردم و از نرگسام نقاشی کشیدم .
خدا جون دوست دارم که بهم این احساس رو دادی تا از چیزای خیلی کوچیک هم خوشحال بشم (هر چند که بارون کم چیزی نیست).

sorati