صورتی- خاکستری


شیطون


- با اینکه دو ماه و چهار روز از تولدم میگذره هنوز دارم هدیه میگیرم و این خیلی خوبه! تقریبا از یک هفته مونده به تولدم کادوها شروع شدن ؛چون مامان و سعید داشتن میرفتند مسافرت یه هفته زودتر هدیه تولدم رو دادند و دستشون هم چقدر خوب بود چون از اون موقع تا حالا هر هفته یا در شرایط کسادی هر دوهفته  از دوستام و فامیل کادو گرفتم !

_ مجله" شهروند امروز" این هفته یه پرونده داره راجب به ابلیس یا همون شیطان .تو یکی از مقاله ها بود فکر کنم گفته شده به اندازه آدمها "راه هست برای رسیدن به خدا"نه   ،شیطان هست و هر آدمی برای خودش یه شیطان داره که همش هم مشغوله و وسوسه اش میکنه...یاد یکی از شاگردای کوچیکم افتادم.چند سال پیش تو یه خانه فرهنگ با بچه های 6 تا 8 سال نقاشی کار میکردم،هر دو سه جلسه یه بار براشون راجب به یه موضوعی حرف میزدم و اونا هم نظراشون رو میگفتند و بعد هر کس اون چیزی رو که تو ذهنش اومده بود رو نقاشی میکرد.یه جلسه چون پدر بزرگ یکی از بچه ها تازه فوت کرده بود راجب به بهشت صحبت میکردیم که یکی از پسر ها که خیلی هم بازیگوش بود  و6 سال داشت گفت : خانووم نمیدونم چرا شیطون همش میره تو جلدم و میگه کارای بد بکنم ولی من دیروز حرفشو گوش نکردم!
پرسیدم مگه دیروز بهت چی گفت؟
_با   بابام تو ماشین داشتیم میرفتیم ؛ یه دفعه شیطون بهم گفت موبایل باباتو از پنجره پرت کن بیرون!!!....ولی من حرفشو گوش ندادم!


sorati