صورتی- خاکستری


هيچ


اين چند وقت اونقدر اينجا چيزي ننوشتم كه خاك گرفته.دليل ننوشتنم خيلي چيزا بود و اونقدر اين اتفاقات تدريجي بود و نمي ذاشت بنويسم كه نتونستم اطلاع بدم!
حالا كه اومدم سعي ميكنم ديگه نگذارم وقفه اينطوري بين نوشته هام بيفته حتي اگه خيلي از همه چيز خسته بودم  حتي اگه اونقدر دلم گرفته باشه كه بترسم همه نوشته هام تبديل به غر غر كردن و بد بيني بشه.
....
ما "هيچ" را در راهها ديديم :
بر اسب زرد بالدار خويش
چون پادشاهي راه ميپيمود

افسوس ما خوشبخت و آراميم
افسوس ما دلتنگ و خاموشيم
...
از شعر در آبهاي سبز تابستان فروغ


sorati