صورتی- خاکستری


خانمم!!

شنبه هفته پيش دقيقا اول اردي بهشت  قبل از كلاس با يكي از دوستام كه چون از سر كار مياد خيلي ساده لباس مي پو شه و آرايش هم نميكنه قرار داشتيم بريم  گيشا خريد.من خدا رو شكر مقنعه سرم بود و بدون آرايش.سر خيابون گيشا كه مانع گذاشته بودند و آقايون كلاه كج با باتوم ايستاده بودند و چپ چپ ملت رو نگاه ميكردند ياد 18 تير و روزاي بعدش افتادم ... اماجلوي كانال از همون كلاه كج ها همراه با خانمهايي در ابعاد بزرگ با چادر و مقنعه چونه دار  و البته ميني بوس مستقر بودند.


ما بي خيال و مطمئن كه خوب ما كه مشكلي نداريم مشغول بگو بخند بوديم كه صدايي خيلي آمرانه گفت موهاتو بكن تو !  صدا از عقب بود وقتي برگشتم آقاي باتوم به دست چند قدم هم به طرفمون برداشته بود و دروغ چرا با اينكه ميدونستم الكي داره گير ميده  و حرصش در اومده چون ما بيخيالشون بوديم من هم كه عادت دارم هميشه بخندم اونم بلند   ولي خب ترسيدم.مخصو صا كه خانمهاي با ابعاد چند برابر من هم از روبرو داشتند ميو مدند...همون موقع هم يه دختري مثل ما كه فقط شال سرش بود رو سوار ميني بوس كردند و اون همش ميگفت مگه لباسم چه ايرادي داره و من نميتونستم كاري بكنم جز غر زدن . احساس خفگي داشتم و دارم و تو اين چند روز به لطف رسانه ملي اين احساس بيشتر شده .تو اخبار 8 هشت و نيم شب مثلا به گفته خودشون دوربين مخفيه  خيابون رو نشون ميده كه خانمهايي از نظر اندازه  معمولي فقط با چادر خيلي محترمانه تذكر ميدن  خانمم فكر نميكني اين پوشش مناسب يه كشور اسلامي نيست؟؟!!

چقدر بدم مياد از اين لفظ خانمم...

sorati