صورتی- خاکستری


يه کمی دوسم داشته باش!!!

 یکی بود یکی نبود تو زمانهای قدیم  تو جایی دور از اینجا جنگی بین دو سرزمین شروع شد...

فرمانروای بد جنس  یکی از اونا دستور داد هیچ جووونی حق نداره با  کسی  که دوست داره باشه واز اون بدتر باهاش ازدواج کنه برای اینکه  فکرمیکرداینطوری همه راحتتر به جنگ میروند و بهتر می جنگند .اما یه کشیش مهربونی بود که عشاق رو به هم میرسوند. ولی فرمانروا دستور  داد  دستگیر و زندانیش کردند  و بعد هم کشتنش.

معلومه دیگه اسم کشیش مهربون  « ولنتاین » بود.

حالا هر سال 14 Fer که روز کشته شدن کشیش بینواست اونایی که همدیگرو دوست دارند به هم هدیه میدند. چند سال هم هست که تو ایران شدید این قضیه مد شده و بازار گل و شکلات و جک و جونورایی مثل خرس و الاغ که یه قلب تو دستشونه حسابی داغه و  اینروزشده مثل یه جشن ملی که هیچ ربطی هم به فرهنگ و باورهای ما نداره .یعنی چی که تو یه روز از پیش تعیین شده همه اونایی که همدیگرو دوست دارند به هم هدیه بدن؟؟همه مثل هم؛شاید کسانی که تازه با هم آشنا شدن ؛ میخواهند بشن و یا اونایی که دنبال بهانه میگردند به هم ابراز علاقه کنند و تازه اول راهند امروز براشون بهانه خوبی باشه .  ولی کسانی که واقعا عاشق همدیگه اند و سالهاست همدیگه رو میشناسند روزهای خاص و قشنگ زیادی دارند که فقط متعلق به دوتاییشونه .

من دوست دارم به کسی که دوسش دارم همیشه بگم که دوستش دارم  و تو روزایی که با هم  ازش خاطره داریم و دونفره به وجودش آرودیم هدیه بدم و بگیرم.شما چی؟


sorati