صورتی- خاکستری


مهوش

۱.عجب انتخاباتی !چه کرد این ملت همیشه در صحنه (مواظب صحنه ها تون باشید چون دیده میشن) چه نتایجی! وه چه زیبا ست اعلام نتایج  بعد از حدود یه هفته و چه سخت... .

۲.شب یلدای امسال از سالهای قبل یه خورده یلدا تر بود ؛هندونه اش قرمزتر  بود و فال حا فظ اش هم که دیگه نگو و نپرس!

۳. کتاب "بهروز وثوقی"  نوشته " ناصر زراعتی "رو شب یلدا هدیه گرفتم !! اول بگم این کتاب تو کالیفرنیا چاپ شده و به صورت یواشکی وارد ایران شده و پدرام هم با کلی سفارش و یواشکی اونو واسم خریده.بهروز وثوقی تعریف کرده و ناصر زراعتی هم نوشته هم بیو گرافیه هم حال و هوای اون موقع سینمای ایرانه از زبان بهترین بازیگر تاریخ سینمای ایران( ازدید من).کلی هم دوندگی کردن که مجوز چاپ تو ایران رو بگیرن که البته نتونستن .آخر کتاب کلی عکس داره از شش ماهگی تا الان و با آدمای مختلف.من اول عکسا شو نگاه کردم بعد هم راستشو بخواهین رفتم سراغ "گو گوش" آخه خو بیش اینه آخر کتاب فهرست نامها داره ولی راجع به  رابطه اشون باگوگوش چیز خاصی نداشت جز اینکه در جریان فیلمبرداری فیلم ممل آمریکایی  رابطه ای عاطفی بینشون به وجود میاد و با هم از دواج می کنند و بعداز مدتی هم مثل تمام زوجهایی که با هم اختلاف سلیقه دارند از هم جدا شدیم. اما من همیشه برای او احترام خاصی قائلم.(ص ۲۵۵)

اما یه موضوع خیلی جالب راجبه راههای جلب تماشاچی برای سینمای آن دوران:

بهروز  یادش است که یک بار در یک فیلم  رنگی  وسترن آمریکایی  با شرکت    "     گری کوپر"      صحنه هایی از رقص و آواز" مهوش” را دیده است:

گری کوپر وارد بار می شود و مشروبی سفارش می دهد.بعد بر می گردد این طرف را نگاه     می کند که کات(قطع)می شود به صحنه ای سیاه و سفید از رقص و آواز مهوش که مثلا داشته« عمو سبزی فروش »یا «کی میگه کجه» یا یکی دیگر از آهنگهای مشهورش را می خوانده است.لا به لای صحنه رقص و آواز مهوش هم چند بار کات می کرده اند به درشت نما(کلوزآپ)های گری کوپر که البته رنگی بوده و مثلا داشته مهوش را تماشا می کرده است.پس از تمام شدن صحنه رقص و آواز هم که صدای کف زدن مردم می آمده گری کوپر هم دست می زده است.

بر سر در سینما هم می نوشته اند:          با شرکت گاری کوپر و مهوش!


sorati