صورتی- خاکستری


پروین


با ماه و پروین سخنی گویم ... وز روی مه خود اثری جویم....
امشب یکسر شوق و شورم
وز این عالم گویی دورم..

من اینجا پشت کامپیوترنشستم و از اون اتاق صدای شکیلا میاد که این تصنیف قدیمی رو میخونه و من ناخود آگاه باهاش زمزمه میکنم و یاد اولین باری میافتم که این آهنگ رو شنیدم ...توی راه مدرسه ارشاد و با صدای دوستم !
اون روزا ما یه گروه بودیم که با هم میرفتیم مدرسه و نقطه آغازش دوستم بود که میومد دنبال من و با هم راه میافتادیم. معمولا 5 نفر بودیم ولی بعضی روزا 7 یا 8 نفر هم میشدیم ...
من عادت داشتم تو راه آواز بخونم و دوستام گوش میکردند ؛یکی دیگه از دوستا هم گاه میخوند با صدایی شبیه گروه کر :آب زنید راه را اینکه نگار میرسد مژده دهید باد را...
دوستم (دوستی که میومد دنبالم) هیچ وقت نمیخوند  ، ولی یه روز با اصرار زیاد ما خوند :

_یه آهنگ قدیمی هست که اسم خوانندش پروینه و من خیلی دوسش دارم ...

حالا با اینکه  آهنگ رو بارها  و با صدای خواننده اصلیش و خواننده های دیگه  شنیدم ولی برای من اولین باری که   با صدای دوستم  به گوشم خورده  خاطره انگیز ترینه.

sorati