صورتی- خاکستری


معرفي دلشاد خانوم !

راستش دلشاد خانوم خيلي وقته كه داره تو ذهنم زندگي ميكنه ، بعضي اخلاقاش و كاراش شبيه دوستامه ،بعضيهاش شبيه مامانمه و حتي بعضيهاش شبيه خودمه!! البته ممكنه يه كارايي هم بكنه كه فقط شبيه خودش باشه.
سن و سالشو من هم دقيقا نميدونم  ،  چند سالي هست كه ازدواج كرده،كارمند بانك هستش و شوهرش رو دوست داره  .
قد ش مثل اكثر خانوماي ايراني زياد بلند نيست ،سبزه رو  و بانمكه ، خوشگل نيست ولي خيلي به دل ميشينه.اين موج شديد رژيم گرفتن و لاغر شدن كه چند ساليه اومده هم  اونو نگرفته ؛بفهمي نفهمي تپل مپله،  البته چاق نيست .رو  جمله " انگار چاق شدي " هم يه كم حساسيت داره و هميشه حرف چاق شدن و غذا خوردن كه ميفته ميگه :ما خانوادگي خوش خوراكيم،مادر بزرگم خدا بيامرزبا اينكه فشار خون و قند داشت هيچ وقت پرهيز نگه نميداشت و همه چيز ميخورد و ميگفت بذاريد بگند اونقدر خورد و مرد نه ايكه از نخوردن مرد!
دلشاد خانوم مثل اسمش آدم سرزنده و شاديه ولي اين دليل نميشه روزاي خاكستري و دلگير نداشته باشه.

اينايي كه گفتم رو تقريبا ميشه تو ملاقات اول با يه خانومي مثل دلشاد خانوم فهميد .

sorati

جنبه


زندگي كردن با كسي كه جنبه بالايي براي شوخي داره و داشتن دوستان نزديكي كه اونا هم خدا رو شكر خيلي با جنبه هستند باعث ميشه يه وقتايي يادم بره ما ايرانيها اصولا زياد با جنبه نيستيم.

sorati

آدما


ما آدما وقتي يه آدم ديگه رو خيلي زياد دوست داريم‌، و با خودمون فكر ميكنيم اون آدم "همونه "
كاراش ، فكراش ، حرفاش ...همه چيز هم خوب پيش ميره...مرحله هيجان انگيز آشنايي و شناخت تموم ميشه و ميرسه به دوست داشتن و عشق ورزي......تا اينكه مثل هر دو تا آدمي كه همديگه رو خيلي زياد دوست دارند ولي تو يه چيزاي كوچيكي با هم اختلاف نظر دارند ؛ كم كم اين چيزاي كوچيك كوچيك رو هم جمع ميشند و ممكنه باعث بشند ما آدما كاراي عجيبي بكنيم؛ساده ترين و عادي ترينش هم اينه كه به هم ميگيم : يه مدت با هم حرف نزنيم تا ببينيم واقعا چقدر همديگه رو دوست داريم !!
واي كه اون چند روز چه جهنمي ميشه؛البته روزاي اول زياد بد نيست ويا اينكه وانمود ميكنيم بد نيست و حتي شايد شيطوني هم بكنيم ولي كم كم هر چيز كوچيك و مسخره اي ميتونه مارو ياد اون بندازه، تو هر چيز و كلمه اي يه اثري از اون هست، همه درو ديوار پر هستند از خاطره اون؛..... ...... مثل يك گياه  رونده تو تمام سلولهاي ذهنمون رسوخ كرده. .. آهنگها،غذاها،بستني...امان از دست بوها...هوا هم ديگه بوي اونو ميده..بعد به مرحله اي شبيه عطش ميرسيم و با تمام وجود از درونمون داد ميزنيم : "دوستت دارم ،نميخوام فراموشت كنم ".
تو اين فيلم

Image and video hosting by TinyPic" />

دو تا آدم (جيم كري و كيت وينسلت ) كه خيلي همديگه رو دوست دارند ولي واسه همون چيزاي كوچيك كوچيك تصميم ميگيرند برند يه جايي كه ميتونه از ذهن آدما اون خاطره هايي رو كه ميخواهند رو در عرض يك شب پاك كنه! اول دختره بعد از يه دعوا اين تصميم رو ميگيره و پسره هم وقتي ميفهمه از عصبانيت تصميم ميگيره اونو پاك كنه. كشمكش جيم كري با خودش و اينكه تو نصفه كار پشيمون ميشه و با عشقش تو دالوناي ذهنش فرار ميكنه و حتي تصميم ميگيره اونو ببره به خاطره هاي كودكيش تا نتونن پيداش كنند فوق العاده است.شروع فيلم هم خيلي قشنگه: آشنايي دو نفر كه خيلي خل و چل به نظر مياند و بعد يه فلاش بك عالي به گذشته.به اونايي كه دوست ميدارند،يه روزي دوست ميداشته اند و به همه كسانيكه دوست دارم توصيه ميكنم اين فيلم رو ببينند.فيلم مال سال 2004 هست و نويسنده اش هم اسكار گرفته.          كيت وينسلت هم كانديد شده براي بهترين بازيگر زن. از نظربيننده ها هم درجه فيلم ratings 8.5هست ؛يعني عالي.چند تا از ديا لوگهاي جالب فيلم رو اينجا بخونيد.


sorati