صورتی- خاکستری


شيشه های خوشبخت!

همه وقتهایی که از ته دل می خندم؛

وقتی خوشحالی رو تو چشمهای کسانی که دوستشون دارم میبینم؛

وقتی میدونم حداقل یه نفر رو دارم که بتونم پیشش با صدای بلند فکر کنم؛

وقتی هنوز چیزهاو کسانی هستند که برام خیلی با ارزشند ؛اونقدر با ارزش که می تونم به خاطرشون هر کاری بکنم..

خا طره های خوبی دارم که خیلی وقتا دوست دارم مثل شکلات تو ذهنم مز مزشون کنم و نا خود آگاه لبخند بزنم!

پس:

 

.....

نام اثر : شیشه های خوشبخت

اندازه : ۵۰ در ۷۰


sorati

فرم نظر خواهي

آدم رکی هستید؟ تا چه حد می تونید حرفاتونو جلوی آدما و همون موقع بزنید؟ یا جزو اونایی هستید که بعدا با خودشون میگن  کاش اینو میگفتم! حا لا به دروغگویی و غیبت کردن کاری ندارم میخوام از دید خوبش بگم :  اهل تعارف هستید ؟ 

حالا اینور قضیه تا حالا چند بار از اینکه دور و اطرافیانتون با شما راحت نیستند ویا اینکه حرف دلشونو نمی زنند و رو راست نیستند حرص خوردید؟

قبل از مهمونی دوستمون میپرسه لباسم بهم میآد(حالا شده مثل خرس)وای آره خیلی خوب شدی!!  وسط مهمونی همه یواشکی دارن بهش می خندن.

رفتیم خونه یکی از فامیل بازدید ؛موقع نهار هم هست(تو بازدید های عید این اتفاق خیلی میافته) صاحب خونه هم اصرار اصرار که بمونیدغذا حاضره ؛دلمون هم از گرسنگی داره ضعف میره بوی غذا هم داره دیوونه مون میکنه ولی میگیم نه ما غذا خوردیم !( این یکی وقتی کوچیک بودم واسم خیلی پیش اومده)

از دست یکی از دوستامون ناراحت هستیم؛حالا هی قر و غمیش و ادا و اصول و سرسنگین بازی....اون بنده خدا هم اصلا نمی دونه قضیه چیه؟! میدونید: خوب اگه بهش بگیم میمیریم!

حالا اگه یکی راحت باشه ؛حرفشو بزنه؛ و زیاد هم اهل تعارف نباشه( نگفتم اصلا تعارفی نباشه چون تقریبا محاله):می شه پررو و بی ادب و بی حیا.

برادر یکی از دوستام که سالهاست خارج از ایران زنذگی میکنه و خانمش هم خارجیه دو تا هم دختر دارند که اونجا دنیا اومدن و با اینکه فارسی رو خیلی خوب صحبت میکنند ولی مثل ما تعارفی نیستند؛ مدتی قبل اومده بودند ایران نمی دونید مادر دوستم چقدر غصه میخورد         (  خانوادهشون خیلی سنتی  هستند و دوستم تعریف میکنه کلی هم سر همین عروس خارجیه برنامه داشتند ....)واسه اینکه نوه هاش اصلا تعارف معارف حالیشون نبود هر کاری دلشون می خواست می کردند و هر چی میخواستن بدون تعارف به بقیه می خوردند... .

بابا اصلا چرا راه دور برم همین دیروز  سر کلاس کانون بعد از امتحان فرم نظر خواهی بهمون دادند که پر کنیم؛بیشتر پرسشها هم راجع به استادمون بود{استاد این ترم ما افتضاح بود و معمولا قبل از شروع کلاس بعد از موضو عات فیلم و خواستگار و انتخابات(چقدر به هم ربط دارن!!) بیشترین صحبت راجع به بد بودن استادمون بود!}حالا توی کلاس ۱۰ نفری فکر می کنید چند نفر جواب این سئوال رو :آیا دوست دارید ترم بعد هم با همین استاد کلاس داشته باشید؟ خیر زدند؟

 فقط دو نفر!!

 می دونید جواب همکلاسیهام به تعجب من چی بود:

وای گناه داره می فهمه ناراحت میشه!!!


sorati

دختر تخسم!

خاله نرگس  رنگين كمان ازدختر بچه۹ ساله پشت تلفن مي پرسيد:

ـ...ميري زيارت؛ زيارت نامه ميخوني؟

ـب..بله

ـنماز زيارت هم ميخوني؟

..بـــ ..له

عملا داشت بچه رو وادار ميكرد دروغ بگه  .آخه بچه ۹ ساله بلده زيارت نامه بخونه؟؟

سپيده رفته بود مراسم خاكسپاري بابك بيات و كلي هم گريه كرده بود ؛ چون ياد مراسم مادرش افتاده بود!

اين دختر سياهپوستمه!

اندازه كامل نقاشيم ۱۰۰ در ۷۰ و همين دو ماه پيش كشيدمش.

كاملشو بعد براتون ميذارم تو وبلاگم.


sorati

عكسهاي قديمي

امروز طي وبگردي عكسهاي قديمي بعضي از هنرپيشه هارو تو وبلاگ عليرضا ناصح پيدا كردم. حتما ببينيد: انتظامي  مشايخي جميله شيخي و خيلي هاي ديگه خيلي هيجان انگيزه!
sorati